آموزش جامع قانون کار قسمت2
ماهیت حمایتی (Supportive) و رفع سوءتفاهم یکطرفه بودن
مقدمه: قانون کار به مثابه یک چتر حمایتی
ماهیت حمایتی (Supportive)، یکی از دو ویژگی بنیادین قانون کار جمهوری اسلامی ایران است که در کنار ماهیت آمرانه، ستون اصلی این نظام حقوقی را تشکیل میدهد. قانون کار، همواره چتر حمایت خود را بر سر قشری قرار میدهد که در رابطه قراردادی، ضعیفتر تلقی میشود تا حداقلهای معیشتی و کرامت انسانی آنها حفظ گردد.
این حمایت، مشابه رویکردی است که در قانون خانواده نسبت به زن و فرزند یا در قانون روابط موجر و مستأجر نسبت به مستأجر وجود دارد؛ هدف، برقراری عدالت ترمیمی در یک رابطه نابرابر است.
🔍 ریشههای ضعف حقوقی کارگر: چرا قانون مجبور به حمایت است؟
درک این نکته ضروری است که این «ضعف» لزوماً به معنای ضعف مالی یا جسمانی نیست، بلکه یک ضعف حقوقی/قراردادی در هنگام چانهزنی است. دلایل اصلی که قانونگذار را به دخالت و وضع قواعد حمایتی وادار کرده، عبارتند از:
اضطرار اقتصادی: کارگر برای تأمین معیشت خود و خانواده، اغلب در موقعیتی قرار میگیرد که مجبور است شرایط تحمیلی کارفرما را بپذیرد. این اضطرار، قدرت چانهزنی برابر را سلب میکند.
عدم توازن قدرت (Power Imbalance): کارفرما (به عنوان یک نهاد سازمانیافته) دارای قدرت مالی و سازمانی بسیار بیشتری نسبت به کارگر (به عنوان یک فرد) است.
فروش نیروی کار: قرارداد کار، برخلاف سایر قراردادهای مدنی، صرفاً فروش یک کالا نیست؛ بلکه تعهد به صرف بخشی از حیات و انرژی فرد است که مستقیماً با سلامت و کرامت انسانی مرتبط است.
مثال کلیدی: یک پزشک متخصص با درآمد بالا که در یک بیمارستان استخدام شده است، از نظر مالی قوی است، اما تا زمانی که قرارداد او تابع قانون کار باشد، از نظر حقوقی در موقعیت کارگر قرار داشته و مشمول حمایتهای قانونی خواهد بود.
💰 مصادیق عملی و کلیدی ماهیت حمایتی در قانون کار
ماهیت حمایتی در مواد مختلف قانون به شکل «حقوق غیر قابل کاهش» برای کارگر نمود مییابد:
تضمین حداقل دستمزد (ماده 41): قانون کارفرما را ملزم میکند مبلغی را کمتر از حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار پرداخت نکند، زیرا این حق، اساس معیشت کارگر است.
تکلیف اجباری بیمه (ماده 148): اجبار کارفرما به بیمه کردن کارگر و پرداخت حق بیمه، یک حمایت حیاتی برای تضمین سلامت و آینده بازنشستگی اوست.
حق سنوات و عیدی: این موارد جزو حقوق مکتسبه و قطعی کارگر محسوب میشوند و امکان توافق برای حذف یا کاهش آنها وجود ندارد.
سقف ساعات کار و مرخصیها: تعیین 44 ساعت کار عادی در هفته و اعطای مرخصی استحقاقی (26 روز کاری)، مرخصی زایمان و شیردهی، حمایت مستقیم قانون از سلامت و رفاه کارگر است.
اصل تفسیر به نفع کارگر
این حمایت در مراجع حل اختلاف نیز جاری است. یکی از اصول غیر رسمی اما حاکم در هیئتهای تشخیص و حل اختلاف، این است که در صورت وجود شک، ابهام یا نقص مدارک، اصل بر تفسیر به نفع کارگر است تا از تضییع حقوق او جلوگیری شود.
❌ رفع سوءتفاهم: قانون کار یکطرفه نیست!
یک تصور اشتباه رایج این است که ماهیت حمایتی به معنای یکطرفه بودن قانون و نادیده گرفتن کامل حقوق کارفرماست. این استنباط صحیح نیست؛ قانون کار یک نظام حقوقی متوازن است:
تمرکز بر حداقلها: حمایت قانون صرفاً در مورد حداقلهای آمرانه و اساسی است. قانون اجازه نمیدهد کارفرما حقوق زیر خط قرمز را نقض کند.
حقوق و اختیارات کارفرما: کارفرما همچنان دارای حقوق و اختیارات مهمی است:
اختیارات مدیریتی: حق صدور دستورات شغلی، نظارت بر عملکرد و مدیریت منابع انسانی.
تنبیه انضباطی: حق تدوین آییننامه انضباطی (با رعایت قوانین) و اعمال تنبیهاتی نظیر توبیخ کتبی یا کسر حقوق (در چارچوب قانون).
اخراج قانونی: کارفرما حق دارد در صورت قصور محرز کارگر یا عدم رعایت آییننامهها، پس از طی مراحل قانونی و کسب رأی مراجع حل اختلاف، اقدام به خاتمه قرارداد کند.
بنابراین، قانون کار از کارفرما میخواهد که در چارچوب اخلاق و قانون عمل کند، اما اختیارات و حقوق مشروع او را سلب نمیکند. چالش اصلی کارفرما، پذیرش و اجرای این حداقلهای غیرقابل عدول است.
خلاصه و نتیجهگیری
ماهیت حمایتی قانون کار، نه یک مانع، بلکه یک چارچوب برای تنظیم روابطی عادلانه و پایدار است. درک این ماهیت به کارفرمایان کمک میکند تا قراردادهای خود را به درستی تنظیم کنند و از محکومیت در مراجع حل اختلاف جلوگیری نمایند، و به کارگران کمک میکند تا از حقوق مسلم خود آگاه باشند.
دیدگاهتان را بنویسید